سی دی دریا
پژوهشگاه فضای مجازی بررسی كرد؛

فراز و فرود ترامپ در روزگار سلطه پلت فرم ها

فراز و فرود ترامپ در روزگار سلطه پلت فرم ها

به گزارش سی دی دریا گروه مطالعات بنیادین پژوهشگاه فضای مجازی با بررسی ابعاد سلطه پلت فرم ها درجریان انتخابات اخیر آمریکا، اعلام نمود: دسترسی این پلت فرم ها به داده های کاربران، جنبه جدید این قدرت اطلاعاتی است.


به گزارش سی دی دریا به نقل از پژوهشگاه فضای مجازی، در هفته ای که گذشت، دونالد ترامپ در حالیکه هنوز به ظاهر سکاندار قدرت بزرگترین اقتصاد دنیا و کلیددار بزرگترین زرادخانه سلاح های هسته ای در جهان است، به شکل تحقیرآمیزی از تمام شبکه های اجتماعی که در آن عضو بود، حذف شد. ماجرا زمانی اهمیت بیشتری می یابد که بدانیم این شبکه های اجتماعی و بخصوص توئیتر طی چند سال قبل اصلی ترین ابزار تبلیغاتی و اطلاع رسانی ترامپ در پیشبرد سیاست های وی بوده است، تا آنجا که با رواج مبادله پیام های سیاسی و دیپلماتیک بین سیاستمداران در این پلتفرم، دیپلماسی توئیتری اصطلاحی بود که در دوران قدرت او رواج گسترده یافت. ترامپ بیشتر از هر دولتمرد دیگری، به صورت مستقیم با گروه طرفداران خود از راه شبکه های اجتماعی در ارتباط بود و توئیتر در کنار شبکه خبری فاکس نیوز، دو ابزار اصلی ترامپ در تأثیرگذاری بر توده مخاطب آمریکایی و توسعه پروپاگاندای او بوده است. توجه به نقش رسانه و پلت فرم های فضای مجازی در توفیقِ چند ساله ترامپ در نبرد قدرت، و استیصال امروز او بعد از اخراج از این شبکه ها، اهمیت پلت فرم های اجتماعی و رسانه را در معادلات قدرت را نشان داده است. گویی داریم به روزگاری پای می گذاریم که توانمندی پلت فرم ها در کنترل جریان اطلاعات و شکل دهی افکار و علایق عمومی، پلت فرم ها را صاحب نوعی برتری و سلطه کرده است که پیش از این نظیری نداشته است. پلتفرم ها، جریان اطلاعات و ادراک ما انسان در تلاشی مستمر برای دریافت اطلاعات از جهان پیرامون و سپس تحلیل اطلاعات، کشف واقعیات و فهم تحولات است. طی این فرایند ادراک ما از جهان واقع شکل می گیرد. این ادراکات همان تصاویر ذهنی آمیخته به احساسات درونی ما درباره موجودات و مفاهیم مختلف هستند. تمام تصمیم گیری های ما در زندگی روزمره، همچون اینکه کدام محصولات را می پسندیم و استفاده می نماییم، اینکه کدام لباس را برای خود برازنده می دانیم و یا اینکه به کدام شخص یا گروه خبری در دریافت اخبار اعتماد می نماییم، اینکه به کدام حزب سیاسی و دولتمرد رأی می دهیم، همه برآمده از ادراکات و تصاویر ما هستند. در شکل گیری این ادراکات دو عامل اطلاعات و هم فرآیندهای شناختی که ما از آن برای تحلیل و درک اطلاعات استفاده می نماییم، نقش محوری دارند و ما هم در دسترسی به اطلاعات و هم در تحلیل اطلاعات با محدودیت روبه رو هستیم. در مقایسه با سال ده سال پیش، ما دو برابر بیشتر وقت خویش را به صورت آنلاین می گذرانیم. عادت های سنتی ما در دریافت اخبار و اطلاعات تغییر کرده است. مردم به صورت فزآینده ای به گروه های مجازی، دوستان و اعضای خانواده اعتماد می کنند تا آنها را در زیست بوم اطلاعات راهنمایی کنند. تاییدها و سفارش های اجتماعی، به جای خبرنگاران و رسانه های سنتی، هدایتگر ما در خوانش اخبار شده است. بدین سان فضای مجازی و خصوصاً شبکه های اجتماعی نقش اصلی در شکل دهی ادراک ما یافته اند. ابزارهای قدرت پلت فرم ها قدرتمندترین ابزار پلت فرم ها، ایجاد اولویت در دسترسی کاربران به اطلاعات است. پلت فرم ها با کنترل اطلاعاتی که شما برای تحلیل و تصمیم گیری نیاز دارید، عملاً نقش اساسی در شکل گیری ادراک افراد از حقیقت ها دارند. بعنوان مثال تحلیل داده های در ارتباط با ۸۰ میلیون کلیدواژه در موتور جستجوی گوگل نشان داده است که به صورت متوسط نزدیک به ۳۰ درصد از کاربران در کاوشهای خود، نخستین گزینه را انتخاب می کنند و وقتی به رتبه دهم جستجو می رسیم، کمتر از ۳ درصد کاربران گزینه های قرار گرفته در این رتبه را مشاهده می کنند. بی جهت نیست که شرکتهای تجاری، کسب وکارهای آنلاین و بنگاه های خبری هزینه های هنگفت و انرژی زیادی برای ارتقای رتبه خود در موتورهای جستجو صرف می کنند. بعضاً یک جابه جایی ساده در رتبه جستجو و در یک کلیدواژه حساس، تغییرات محسوسی در درآمد شرکت ها بوجود می آورد. در شبکه های اجتماعی هم وضعیت مشابه است. آنچه که کاربر در صفحه خود (تایم لاین) می بیند دستچین شده توسط الگوریتم های گزینش و چیدمان پیام ها در شبکه های اجتماعی است. اولویت این الگوریتم ها عرضه تصویری از حقیقت و برآیند نظرات کاربر نیست بلکه هدف این است که کاربران بیشترین زمان را با رضایت در این شبکه ها صرف کنند. این هدف تنها در صورتی محقق می شود که کاربران بیشتر از نظرات غیر همسو و چالشی، با نظرات همسو و موافق در تایم لاین رو به رو شوند. بنابراین شبکه های اجتماعی به کمک الگوریتم های گزینش محتوای خود به مثابه یک حباب صافی کننده عمل کرده و تصویری اغراق یافته از نظرات همسو و مورد پسندِ شما روی مطالب در تایم لاین به شما عرضه می دهند. این وضعیت جهان بینی فعلی ما را تقویت می کند و به ما اجازه می دهد در اتاقهای پژواک خود ایمن، محصور و بی اطلاع به سر ببریم. اتاقهای پژواک بسیار جذاب هستند. آنها فضایی امن برای به اشتراک گذاشتن باورها و جهان بینی ها با دیگران بدون ترس از وجود مخالفت و مقابله فراهم می کنند. دولت ها یا بازیگران غیر دولتی هم با علم به نقش مؤثر فضای مجازی در شکل دهی و تاثیر بر افکار و ادراکات مردم، برای دستیابی به مقاصد مطلوب، نتیجه استراتژیک و یا منافع ژئوپلیتیکی دست به مجموعه اقدامات و عملیاتی می زنند که امروزه بعنوان «عملیات تأثیر» (در بعضی متون عملیات نفوذ یا عملیات اثرگذاری هم ترجمه شده است) شناخته می شود. این عملیات می تواند تلفیقی از روش ها را مانند تولید و انتشار خبرهای دروغین یا سو اطلاعات، ایجاد شبکه ها یا حساب های کاربری جعلی ( بعنوان تقویت کننده های کاذب) با هدف دستکاری در افکار عمومی استفاده نماید. از طرفی دیگر، گسترش اقسام اطلاعات نادرست، چه آنها که به صورت عمدی و در چارچوب عملیات اطلاعات انتشار می یابد و چه آنها که بدون غرض و صرفا از روی ناآگاهی انتشار داده می شوند، به معضلی نگران کننده در فضای مجازی و پلت فرم های اجتماعی تبدیل گشته است. شواهد مختلف از «عملیات تأثیر» در شبکه های اجتماعی در گزارش مفصلی که بزودی از کارگروه علوم شناختی گروه مطالعات بنیادین پژوهشگاه فضای مجازی منتشر خواهد شد، ابعاد مختلف اطلاعاتی و شناختی عملیات تاثیر و سو اطلاعات، نمونه های شناخته شده عملیات تاثیر در سطح جهان، تاکتیک های مورد استفاده در عملیات تاثیر و شواهد عملیات تاثیر در فضای مجازی ایران مورد بررسی قرار گرفته است. با وجود شواهد مختلف از عملیات تاثیر، گسترش سو اطلاعات، شکل گیری اتاقهای پژواک، قطبیدگی فضای فکری، ظهور گروه های افراطی، و همینطور نتایج پژوهشها درباره بعضی از اثرات منفی شبکه های اجتماعی بر کارکردهای روانشناختی، سکانداران این پلت فرم ها اقدامات معناداری در کاهش اثرات مخرب این پدیده ها انجام نداده اند. علت ساده است. این پلت فرم های بعنوان کسب وکارهای اقتصادی غالباً دنباله روی مدلهای تجاری هستند و تا زمانی که چرخه پول زایی در این کسب و کارها فعال است و از طرف مسائلی که ذکر شد خطری درآمد اقتصادی امروز یا چشم انداز درآمدزایی فردا را تهدید نمی کند، دلیلی وجود ندارد که سکانداران این کسب و کارها به فکر صرف هزینه و زمان برای اصلاح این مشکلات باشند. البته هر از چند گاهی، افزایش دغدغه های اجتماعی و فشار مطالبات عمومی منجر به اقداماتی مقطعی یا کم اثر شده از جانب پلت فرم ها شده ولی این اقدامات هیچ گاه به صورت اساسی در جهت رفع مشکلات ذکر شده مؤثر نبوده است. فارغ از قدرت مهار نشده پلت فرم ها در کنترل جریان اطلاعاتی به صورت ایجاد اولویت، سفارش تبلیغ و حتی حذف اطلاعات، وجهه دیگری از سلطه پلت فرم ها نیازمند توجه است. دسترسی بی بدیل این پلت فرم ها به داده های شخصی و اجتماعی کاربران، در کنار فناوری پیشرو محاسباتی در ذخیره و تحلیل داده ها در این شرکت ها، جنبه ای دیگر از قدرت این پلت فرم ها را در اشراف و برتری اطلاعاتی بوجود آورده است. اشراف اطلاعاتی غول های دنیای فناوری بر کاربران در این میان، عرضه سبدی از محصولات و خدمات متنوع به کاربران، به سیستم اطلاعاتی این پلت فرم ها تنوع و جامعیت بخشیده است. بعنوان مثال اشراف اطلاعاتی گوگل بر کاربران خود منحصر به اطلاعات موتور جستجو نیست. این اشراف اطلاعاتی از تجمیع اطلاعات حاصل از خدمات مختلف این کمپانی به دست آمده است که شامل مواردی چون اطلاعات سلایق تجاری کاربران به دست آمده از سیستم های آگهی تبلیغاتی، اطلاعات جغرافیایی و رفت وآمد کاربران از سرویسهای نقشه و جهت یابی، اطلاعات زبانهای مختلف برآمده از خدمات ترجمه، اطلاعات روندهای علمی و فعالان آکادمیک در سیستم جستجوی مجلات و پژوهش ها، اطلاعات در ارتباط با محتوای ویدئویی در دسترس در یوتیوب، اطلاعات قابل استحصال از سیستم عامل اندروید می شود. مزیت پلت فرم ها و غول های زیست بوم اطلاعاتی در توسعه فناوری های نوین و تولید محصولات با کیفیت به علت توانمندی مالی و فنی، سودآوری بالای اقتصادی و اشتغال زایی انکار ناپذیر است. با این وجود ابعاد فزاینده سلطه و برتری این پلت فرم ها، منشأ نگرانی های مختلف شده است. در آخرین مورد، در ماه آبان سال جاری، کنگره ایالات متحده، نتایجی تفحصی ۱۶ ماهه را از چهار غول اصلی فناوری اطلاعات، گوگل، اپل، فیس بوک و آمازون، که در مجموع ارزشی بیشتر از ۵ تریلیون دلار دارند منتشر نمود. این گزارش ۵۰۰ صفحه ای مدعی شده است که این چهار شرکت در عرض دو دهه گذشته از استارت آپ هایی کوچک به چنین غول های انحصارگری تبدیل گشته اند. این گزارش با انجام مصاحبه های مختلف با رقبای خرد این کمپانی ها، قدرت افسار گسیخته و توانایی انحصارگری این کمپانی ها را مغایر با قانون ضد انحصار دانسته است. این قانون از شرایط لازم برای فضای سالم رقابتی به منظور حفظ حقوق شهروندان در مقابل کسب و کارها است. این گزارش در نهایت خواهان به روز رسانی قانون ضد انحصار شده و به تفکیک ساختاری این ۴ کمپانی به مجموعه ای از شرکتهای کوچک تر و بازطراحی ساختار این شرکت ها، پیشنهاد داده است. البته جوابیه آمازون به این گزارش کنگره هم نکته جالبی در بر دارد. آمازون مدعی شده که ایجاد تغییرات ساختاری در این شرکت منجر به صدمه رساندن به میلیون ها کسب و کار کوچک آنلاین که در بستر این پلت فرم کسب درآمد می کنند خواهد شد. این نشان داده است با رشد روزافزون، روزبه روز وابستگی کاربران به این پلت فرم ها بیشتر خواهد شد و اقدامات مقابله ای برای کاهش سلطه و انحصار این پلت فرم ها سخت تر خواهد شد. در نهایت به نظر می آید که با نظر به اهمیت کاربردی پلت فرم های اطلاعاتی در زندگی روزمره مردم از یک سو و تهدیدات ناشی از سلطه روز افزون پلت فرم ها از طرفی، بررسی نقش پلت فرم ها در آینده بشر و تصمیمات قابل اتخاذ در مهار سلطه پلت فرم ها امری ضروری و نیازمند مطالعه و پژوهش های تکمیلی است.


منبع:

1399/10/29
10:57:36
0.0 / 5
222
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۴
سی دس دریا